تبليغاتX
حمیده منتظر گذر زمانم
هاشم درویشی
افراسیاب در غم از دست دادن تو حمیده به

 خاک سپرده شد

 

توئی که خودت نفهمیدی با من چه کردی

 

بدرود برای همیشه ای همه ی زندگی من

 

بازم میگم دوستت دارم آه خدا من دیونم

 

آره خدا جون من دیونم

 

اگه به زور روزگار ، از زندگيت ميرم كنار


ميرم كه ثابت بكنم ، عاشقتم ديوونه وار


تو گريه هاي زار و زار ، سپردمت به روزگار


اين از خودم گذشتن و پاي خاطر خواهيم

بذار
خيال نكن كه خواستمت ، اين اونه كه مي

خواستمت
به قبله ي محمدي ، اينه كه حرف

راستمه ...
ميخواي واست همين وسط داد بزنم


با تار زلفات دلم و دار بزنم


پيش همه خلق خدا زار بزنم


گريه كنون سر توي ديوار بزنم


بعد يه عمر آزگار ، يه عاشقي تو روزگار


ازش تونست كه بگذره بدون باختن تو قمار


اگه به زور روزگار ، از زندگيت ميرم كنار


ميرم كه ثابت بكنم ، عاشقتم ديوونه وار

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:32  توسط  هاشم( افراسیاب)  | 

هر چی غصه ست به سر من اومده

تو که رفتی جای تو غم اومده

تو که رفتی همه چی تموم شده

خنده این روزا برام حروم شده

تو که رفتی طاقتم سر اومده

اشک چشمام از غمت کم اومده

تو که رفتی همه چی تموم شده

خنده این روزا برام حروم شده

تو که رفتی واسه من دنیا غریبه به خدا

تو که رفتی زندگیم دیگه تمومه به خدا

دیگه من طاقت ندارم نمی تونم بمونم

این روزا از بهت غربت نصفه جونم به خدا

میدونم که با تو موندن واسه من یه جور خیاله

از تو گذشتن واسه من آره محاله محاله

بی تو بمونم بودنم  بی تو عذابه عذابه

تموم حرفام میدونم که بی جوابه

غم دوری تو عشقم به روی قلبم نوشتم

نوشتم که با تو بودن آره بوده سرنوشتم

سرنوشت شوم من رو هر کی از نگام شنیده

ولی میدونم غم عشقو نچشیده

حیف تمومه زندگیمو به پای تو گذاشتم

حیف از اون لحظه هایی که به پای تو میمردم

حیف دقیقه های عمرم به ثانیه رسیده

حیف که آرزوهام به انتها رسیده

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 17:2  توسط  هاشم( افراسیاب)  | 

منو تنها بذار برو

 

تو دلت جا بذار برو

 

هرچی بین ما بوده تمومه

 

اشکات و پاک کن و برو

 

خاطره مو پاک کن و برو

 

هر چی بین ما بوده تمومه

 

یه عمریه عشق مو ندیدی

 

غم توی صدامو نشنیدی

 

برو دیگه با تو بودنم حرومه

 

قلبم و تنها گذاشتی

 

واسم توی دلت جایی نذاشتی

 

برو دیگه با تو بودنم حرومه

 

اینجوری منو نگاه نکن

 

دیگه اسممو صدا نکن

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 4:11  توسط  هاشم( افراسیاب)  | 

چقد منو دوس داری

 

یه ذره یا بیشتر

 

قد همه عاشقا یا از اونا کمتر

 

   چقد منو دوس داری ؟چقد منو دوس داری؟

 

چقد منو دوس داری

 

یه چیکه یا یه ذره

 

دلت با من آشتیه یا که دوباره قهره

 

چقد منو دوس داری چقد منو دوس داری:

 

یه عالمه

 

یه عالمه خیلی کمه

 

بگو دوست دارم بیشتر از همه

 

الهی روزی نبینم توی دلت پر از غمه

 

نمیشه بی تو بود و نمیشه بی تو سر کرد

 

هر جا که حرف عشقه باید تو رو خبر کرد

 

با تو میرسم به آرزوهام

 

خودت میدونی جز تو هیچکس و نمیخوام

 

می میرم اگه نمونی کنار من

 

می میرم اگه نباشی مال من

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 23:31  توسط  هاشم( افراسیاب)  | 

بوي عطر گل نرگس باهاته

 

 دل هر پير و جون خاطرخواته

 

دل من عاشق رنگ چشاته

 

روزه و شب زنگ قشنگ صداته

 

من همون عاشق سينه چاکتم

 

 هر جوري بخواي خودم هلاکتم

 

بخدا تو عالمه خاطرخواهي

 

 من خودم عاشق عشقه پاکتم

 

تو خودت گلي و هر جا که باشي

 

 فرشي از شکوفه ها زيره پاته

 

 تو عزيز دل من خوب ميدوني

 

 عاشق حلقه به گوشت فداته


بخدا تو عالمه خاطرخواهي

 

من خودم عاشق عشقه پاکتم

 

بخدا تو عالمه خاطرخواهي

 

 من خودم عاشق عشقه پاکتم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 21:18  توسط  هاشم( افراسیاب)  | 

دار و ندار من تو اين دنيا حميده

 

                       که او را دوست دارم از دو ديده

 

سپاست اي خدا دادي چنين يار

 

                     از جان و از دل مي خواهمش انگار

 

به عشقت زنده هستم ماه تابان

 

       از خدا خواهم سلامت باشي و  مهرت دوچندان

 

            همي خواهم که باشي شاد و خندان

 

                عزيز باغ گلزارم تو هستي

 

                ميان دلبران يارم تو هستي

 

                به تنگ آمد دلم از دوري تو

 

             بيا اي جان که دلدارم تو هستي

 

خواهان تو بوده و هستم

 

تو را از جان و از دل مي پرستم

 

شب تارم چو مهتابي حميده

 

نخواه از من کنم انکار اين کار حميده

 

تو مي بري هوش از سر من

 

چنان گيرا و جذاب پيکر و تن

 

الا اي تو يگانه ز هر زن

 

الا اي گيسو کمند حميده من

 

دلم خواهد که تا آخر بماني همرهم چون بي پناهم

 

جان روز و جان شب اي جان تو روز و شب انتظارم

 

به اميد وصل زنده ام از غم جدائي باک نيست

 

  درد جدائي مي رود و باز مي آيد صبح اميد

 

  هزاران بار مي فرستم من پيامي سوي دلدار

 

ولي افسوس و صد افسوس جواب از او نمي آيد


 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 19:24  توسط  هاشم( افراسیاب)  | 

بر روی بام شانه ات هر وقت اندوهی نشست
در حمل بار غصه ات با شوق شرکت می کنم
یک شادی کوچک اگر بر روی بام دل نشست
هر چند اندک باشد آن را با تو تقسیم می کنم .
نوشته شده توسط دوست عزیزم بهرام

 خسته ام خاموشم سکوتم انتظارم

حمیده آی حمیده آی حمیده

ببین دنیا برام پر از رنج و عذابه

دلم تنگه حمیده آی حمیده

زندگی بی تو معنایی نداره

تا تو نیایی غصه هام اتمامی نداره

تنم بی روح بی تو دلم آشفته کو ی تو

نمی دونم بی وفایی کی تمومه

حمیده قسمت ما غیر از اینه

آخه از دوریت دیونه هستم

مگه غافلی از سوز درونم

جای تو خالیست در خونه ی من

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 0:34  توسط  هاشم( افراسیاب)  | 

حمیده من عاشق تو ام

 چوپان دروغگو نیستم

تو خود منی منم خود تو

نیرنگ و کلک در کار نیست

انتخاب تو یکی دو روز نبود

عشق بازی بچه ها نبود

گفتی نازم مکش من نازی نیستم

ناز نمی کشم من نازکش نیستم

من عاشقم عاشق تو اینو بدون

دیونه ات منم گر نمی دونی بدون

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 7:46  توسط  هاشم( افراسیاب)  | 

از آشنایی ما سالي گذشت
مهر و وفا از بين ما هرگز نرفت
گر چه دور بودیم فرسنگها از یکدگر
جز این انتظاری از عشق نميشه  رفت.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 1:7  توسط  هاشم( افراسیاب)  | 

قصه عشق من و تو

                       درد و بلا زیاد داشته
                                        محنت و زحمتش زیاد

                                                      خوشی و شادی کم داشته
                           شانس و اقبال  و ببین کم نذاشته
      بازم خدا رو چاکرم

                             شاید یه روز غم بره

                                                              بجاش شادی برام بياد

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 1:5  توسط  هاشم( افراسیاب)  |